تبليغاتX
توکل علی الله و کفی بالله وکیلا

توکل علی الله و کفی بالله وکیلا

الهی اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی

خداحافظی

  سلام

دیروز بود همین تابستون که گذشت همین چند روز پیش که از دستش دادیم . منم مثل همیشه سرم پر بود از هدف های جورواجور یکی از برنامه هام این بود که برم کلاس مجسمه سازی . همیشه بهترین کلاسها رو تو اینترنت پیدا می کردم تا اون روز علت استفاده کردن من از اینترنت فقط پیدا کردن و یاد گرفتن چیزای جدید بود (در کل خیلی دنیای جالبیه)

اون روز رفتم تو یه سایت که پر از تبلیغات بود برای کلاس های مختلف و پرسش و پاسخ. خیلی اتفاقی دیدم یه نفر پرسیده که من چه جوری می تونم یه سایت داشته باشم (منم که چند ماه قبل از این موضوع تو فکر این بودم که یه سایت برای خودم و دوستم در زمینه ای که فعالیت می کنیم بسازم خوشحال شدم ) خلاصه بهش جواب داده بودند: که تو بهتره اول با وبلاگ شروع کنی و برای این کار بهترین سایت بلگفا ست . منم به این بلگفا سر زدم و اینی شد که می بینید البته دوست داشتم یه سایت داشته باشم ولی وقتی دیدم که سایت داشتن درد سر داره تصمیم گرفتم فعلا برای سرگرمی یه وبلاگ داشته باشم تا بعد

ولی با این کارم بیشتر وقت های با ارزشم رو هدر دادم هنوز هم که هنوزه با وجود اینکه سرم خیلی شلوغ شده و تا چند روز دیگه یه کار مهم دارم باز دست از این کار بر نداشتم ( البته تا وقتی که دارم این پست آخرم رو تایپ می کنم)

تصمیم گرفتم که این وبلاگ رو برای همیشه تعطیل کنم و برم سراغ آرزوهای بدر بخورم که رسیدن به اونا با توکل به خدا و تلاش خودم برام مهمه

حرفام تموم شد اما یه چیزی مونده

خدا حافظی.................................

تو این مدت کم و عمر کوتاه وبلاگم با خیلی ها آشنا شدم خیلی ها رو نه ولی چند نفر رو ناراحت کردم شاید هم خیلی ها رو نه ولی چند نفر رو خوشحال کردم ولی هر کاری کردم شما بزارید به حساب خام بودنم

به هر حال بدی و خوبی از من دیدید حلال کنید

خیلی احتمالش کمه ولی شاید...... شاید.......... یه روزی برای هدفی مقدس یه وبلاگ دیگه ساختم

 این غزل زیبای حافظ رو تقدیم می کنم به همه ی اونایی که وقت براشون ارزش داره

وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
.....
کام بخشی گردون عمر در عوض دارد
 جهد کن از دولت داد عیش بستانی
..... 
زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت
عاقلان مکن کاری کآورد پشیمانی
.....
محتسب نمی داند این قدر که صوفی را
جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
.....
با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز
در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی
.....
پند عاشقان بشنو و ز در طرب باز آ
 کاین همه نمی ارزد شغل عالم فانی
.....
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی
.....
پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت
 با طبیب نا محرم حال درد پنهانی
.....
میروی و مزگانت خون خلق میریزد
تیز می روی جانا ترسمت فرومانی

البته همیشه بیت آخر غزل حافظ تخلص داره ولی من چون دیدم ربطی نداره تایپش نکردم


برام خیلی دعا کنید

 

خدا نگهدار

+ نوشته شده در  ساعت 12:7  توسط مرضیه 

رمضان

الهی

شکرت میکنم که یک بار دیگه به من وخانواده و همه توفیق حضور در ماه رمضان رو دادی
خدایا چجوری می تونم زیبایی های این ماه رو وصف کنم با این همه عظمتش
خیلی حرف های قشنگه که دوست دارم بهت بگم . اما نمی تونم ...نمی تونم اون احساسی رو که دارم بیان کنم
میدونم که این حرفها حرفهای دل همه ی ما آدمهاست
که خودت بهتر می دونی اصلا خودت بهمون یاد دادی.خودت الهام کردی
ما که نمی تونیم حرفامون رو بنویسیم یا بگیم
فقط می تونیم حرفای دلمون رو با دعاهای جوشن کبیر وابوحمزه ثمالی و... بگیم


خدایا من این مطالب رو تو وبم قرار میدم که همیشه به یاد این شبهای عزیز باشم و بدونم هر شب از زندگی ما آدمها می تونه یه شب قدر باشه که باید قدرش رو بدونیم

و چه زیبا ابوحمزه ثمالی حرف های دل ما رو میزنه:

خدای من نزدم محبوب ترین موجود است
به حمد وستایش من سزاوارتر از همه ی عالم است
ای خدا من راه حوائج خلق را به سوی تو باز می بینم
چشمهای امید بندگان را به درگاهت پر آب می یابم
و یاری جستن به فضل و کرمت بر هر کس به تو آرزومند است مباح و آسان است
و درهای دعای فریاد خواهان به سوی تو باز است
و محققا میدانیم تو آماده برای حاجت امیدوارانی

..........


خدایا من جویای توام
در حوائجم رو به سوی تو آوردم
و به درگاه تو استغاثه کردم و پناه می جویم
و در دعا متوسل به لطف توام
بدون آنکه لایق آن باشم که دعای مرا اجابت کنی
یا مستوجب عفو و بخششت گردانی
بلکه توجهم بصرف کرم و احسان توست
واطمینان خاطرم به صدق وعده ی توست
ومیدانم که مرا پروردگاری جز تونیست
و جز تو خدایی نخواهد بود و تو یکتا و بی شریکی
..........


خدایا تو خود فرمودی و سخن تو حق وحقیقت است
فرمودی هر چه می خواهید از فضل و کرم خدا بخواهید
که خدا به شما بندگان همیشه مهربان است
..........


پس به بزرگی و عزتت بر ما منت گذار
دعای ما را مستجاب کن
وگناهانمان را ببخش
از شر شیطان محفوظ بدار
وامیدمان را به لطف و کرمت ناامید مگردان
به حق رحمتت ای مهربان ترین مهربانان
و ای شنوا ترین شنوایان
(توصیه می کنم حتما معنی دعاهای شبهای قدر رو بخونید واقعا قشنگه)


 با هم به درگاه خالق بزرگ و بی همتا دعا می کنیم:
الهی

  1. گناهانمان را ببخش و بیامرز
  2. دعاهایمان را مستجاب گردان
  3. همه ی مریض ها را شفا عنایت بفرما
  4. توفیق عبادت حقیقی به ما عطا کن
  5. سایه پدر و مادر را بر سر ما نگهدار
  6. شکر و سپاست را به ما بیاموز
  7. ما را به خود واگزار مکن
  8. گمراهان را هدایت بفرما
  9. ما را از توبه کنندگان قرار بده و توبه ی ما را بپذیر
  10. پدران و مادران ما را ببخش و بیامرز
  11. عمر طولانی و با برکت و عزت به همه ی ما عطا کن
  12. بلاها را از ما دور گردان
  13. ما را بر دین اسلام استوار بگردان
  14. از شر شیطان در امانمان بدار
  15. تو فیق قرات قرآن به ما عنایت بفرما
  16. کمک به خلق را در وجود ما قرار بده
  17. فقیران را بی نیاز کن
  18. توبه ی توبه کنندگان را بپذیر
  19. بنیاد همه ی خانواده ها را مستحکم بگردان
  20. درماندگان را کمک کن
  21. باران رحمتت را بر ما ببار
  22. از شر دشمنان و کینه توزان ما را حفظ کن
  23. عمرمان را سر شار از یاد خودت گردان
  24. نعمت هایت را از ما مگیر و آن ها را فزونی بخش
  25. در زمینه ی کسب دانش ما را موفق گردان
  26. زندگیه ما را با قرآن نورانی کن
  27. چشم بصیرتی به ما عطا کن که راه را از بی راهه تشخیص دهیم
  28. دیدگانمان را نورانی کن تا تو را همه جا ببینیم
  29. طاعات و عبادات ما را قول بفرما
  30. توفیق حضور در رمضان سال آینده را عنایت کن
.....................................................
                   چرا که ما جز تو کسی را نداریم تا از او در خواست کن                  

خدایا اگه بخوام تمامه نعمت هات رو شکر کنم نمیتونم
خدایا اگه تمامه حاجت هام رو بخوام تموم شدنی نیست و منم نمی تونم
اگه بخوام تمامه عشقم رو بهت بگم بازم نمی تونم

من بنده ی نا توان توام
هر چی دارم از تو دارم

خودت شکر کم من رو بپذیر
حاجت های زیاد من رو بر آورده کن
و محبت من رو به خودت بیشتر کن
یادت رو همیشه به من الهام کن
چرا که تو مهربان ترین مهربانانی و منتهای آرزوی عارفانی و فریاد رس فریاد خواهانی و دوست دلها راستگویانی و امیدوار امیدوارانی



ماه رمضان با صدای اذان موذن زاده و ربنای قشنگش اومد . اما کم کم داره میره . آره باور کردنش سخته باور کردن گذشت زمان سخته . باور کردن اینکه چقدر زود اومد و زود داره میره .

خدایا خیلی دلمون بعد از این ماه تنگ میشه
پس به بزرگی و کرمت ساله بعد هم این توفیق رو به ما عطا کن
ای مهربان ترین مهربانان

خیلی دوست دارم خدا
 با تمامه وجود شکرت   می کنم

+ نوشته شده در  ساعت 19:34  توسط مرضیه  | 

توبه

بعضی وقتا که آدم گناه می کنه بعدش توبه میکنه  باز تکرار می کنه .باز توبه می کنه .باز تکرار می کنه .باز توبه می کنه. باز تکرار می کنه .خلاصه این مسئله ادامه داره تا وقتی که از دست خودش خسته می شه یه توبه حسابی می کنه اممممممممممممممممممممممممممما باز توبش رو می شکنه ولی لطف وبخشش وگذشت خدا نمی زاره بیکار بشینه وباز توبه می کنه و خدا مهربون تر از همیشه می بخشتش اما می دونه که این بنده باز دیر یا زود ..........................

سر انجام هم می شکنه ولی باز یادش به بزرگی و گذشت خدا می افته وبا کمال پر رویی یک بار دیگه به خدا قول می ده امممممممممممممممما دریغ  ..................................................

امان از وقتی که خدا ما آدما رو به خودمون واگذار کنه حتی یک لحظه

خلاصه این بار دیگه  نمی دونه با چه رویی بره پیش خدا ولی از مهربونی های خدا خیلی شنیده و با وجود گناه کار بودنش خوب خدا رو می شناسه شاید به خاطر همینه که انقدر راحت گناه می کنه

در کمال ناباوری خدا ایندفعه هم می بخشتش وهمین وقته که می فهمه هر چی بیشتر گناه کنه با توبه به خدا نزدیکتر می شه و بیشتر به بزرگی خدا مهربونیاش و دوست داشتنش پی می بره

 

 

شعر معروف همینو میگه

دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با ما / بیا درد دل افشا کن مداوا کردنش با ما

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را / بیا یک لحظه با ما بیاش پیدا کردنش با ما

بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش / بیاور قطره ی اخلاص دریا کردنش با ما

اگر درها به رویت بسته شد دل بد مکن بازا / در این خانه دق الباب کن وا کردنش با ما

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی / طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با ما

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را / بیاور نیکو و بد را جمع و منها کردنش با ما

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن / غم فردا مخور تامین روزی کردنش با ما

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان / بخوان این آیه ها را تفسیر و معنا کردنش با ما

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با ما

 

البته یادمون باشه که:

امام رضا می فرمایند:

 

{ کسی که از کناه استغفار کند و در عین حال انجامش دهد

مانند کسی است که پروردگارش را مسخره کرده }

 

پس با هم دعا می کنیم که خدا توفیق توبه حقیقی (نصوح) را در این ماه عزیز به همه ی ما عطا کند

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:39  توسط مرضیه  | 

فایز دشتی

فایز دشتی متولد 1250-متوفی1330-

زائر محمد علی دشتی بردخونی متخلص به فایز از شعرای دو بیتی گوی معاصر در سال 1250 در قریه بردخون از محال دشتی و در مولد خود وخور موج سواد فارسی را آموخت و شروع به گفتن دوبیتی هائی به لهجه ی دشتی و عامیانه کرد.می دونم ربتی به موضوع نداره ولی حس قشنی توشه که خواستم شما هم تجربش کنید

از جمله دوبیتی های او :

خبر آمد که دشتستان بهاره / زمین از خون فایز لاله زاره

خبر بر دلبر زارش رسانید / که فایز یک تن دشمن هزاره

 

اجل دانی که آیی بر سر من؟/ ستانی جان مهنت پرور من؟

در آن ساعت که یار فیاز از لطف / گذارد در کنار خود سر من

 

خیال کشتن من داشت جانان / کدامین سنگدل کردش پشیمان؟

ندانست عید فایز آن زمان است / که گردد در منتای دوست قربان

 

به هنگام تبسم های جانان / شکر ریزد ز مروارید ومرجان

از آن ترسم که گوید یار فایز / که من هم معجزی دارم نمایان

 

انیس من به جز آه سحر نیست / غذای من به جز خون جگر نیس

ت خداوندا بسوزش تا بداند / که آه زار فایز بی اثر نیست

 

رخ و زلف لب و دندان جانان / گل است و سنبل است و لعل و مرجان

 

+ نوشته شده در  ساعت 15:29  توسط مرضیه  | 

رهی معیری

 

محمد حسین معیری متخلص به رهی فرزند موید خلوت ونوه معیر الممالک ( نظام الدوله ) در سال 1288 هجری شمسی در تهران ازمادر زاد .تحصیلات ابتدای و متوسطه را در همان شهر به پای برد . آنگاه به استخدام در دولت درآمد ودر مشاغل چندی انجام وظیفه کرد و از سال 1322 به ریاست کل انتشارات وتبلیغات وزارت پیشه وهنر ( سلبق )منصوب گردید .

 

رهی از اوان کودکی به شعر وموسیقی ونقاشی علاقه و دلبستگی زیاد داشت ودر این سه هنر بهره ای بسزا یافت.در آغاز شاعری. در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می شد شرکت جست واز اعضای موثر و فعال آن بود و نیز درانجمن ادبی فرهنگستان از اعضای موسس و برجسته آن به شمار میرفت و همچنین درانجمن موسیقی ایران عضویت داشت واشعارش در بیشتر روزنامه ها ومجله های ادبی نشر یافت وآثار سیسی وغکاهی وانتقادی او با امضا های مستعر زاغجه و شاه پریان در روزنامه باباشمل و مجله تهران مصور چاپ شد و در انتقاد از روش دولت ها وعناصر نا صالح وحمله به مخالفین آزادی و دموکراسی با زبان شعر و طنز سهم بسزای داشت.

برای تنوع یکی از اشعار او را در زیر می خوانیم:


سر گشته

 

بی روی تو راحت ز دل زار گریزد / چون خواب که از دیده ی بیدار گریزد

در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسود  / آسودگی از مرغ گرفتار گریزد

از دشمن از دوست گزیزم وعجب نیست / سرگشته نسیم از گل از خار گریزد

شب تا سحر از ناله ی دل خواب ندارم / راحت به شب از چشم پرستار گریزد

ای دوست بیازار مرا هرجه توانی / دل نیست اسیری که ز آزار گریزد

زین بیش رهی ناله نکن در بر آن شوق

ترسم که ز نالیدن بسیار گریزد

 

رهی در تصنیف نیز مهارت کامل داشت واز ترانه های خزان عشق .دارم شب و روز . نوای نی . یار رمیده . به کنارم بنشین . شب جدای . دیدی که رسوا شد دلم و دیگر ترانه های او مشهور وزبانزد خاص وعام گردید وهنوز هم خاطره ی آن آهنگ ها و ترانه ها ی شور انگیز وطرب افزا در یاد ها مانده است .

رهی در سال های آخر عمر در برنامه ی گل های رنگارنگ رادیو نیز شرکتی موثر داشت . از آثار او که به چاپ رسیدند دو مجموعه شعر : یکی به نام سایه عمر ودیگر به نام آزاده . که مجموعه اول شامل غزلیات ومجمومه دوم حاوی ترانه ها ی اوست .از آثار دیگر او کتاب گل های جاویدان که شامل شرح حال و انتخاب بهترین نموه شعر شعرای متقدم است که در سال 1362 چاپ ونشر شد.

یکی از خصوصیات رهی دقت و وسواس او در شعر بود. غزلی که می سرود دها بار در آن تجدید نظر می کرد و کلمات جمله های آن را تغییر می داد تا آنگاه که مورد پسندش قرار می گرفت به چاپ آن مبادرت می نمود.

رهی معیری تا آخر عمر مجرد زیست و در سال 1347 پس از رنجی طولانی و جانکاه از بیماری سرطان بدرود زندگی گفت و در مقبره ظهیرالاسلم شمیران مدفون شد.

 

از جمله ترانه های رهی :


دیدی که رسوا شد دلم

 

دیدی که رسوا شد دلم / غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم / با آن همه آزادگی بر زلف او عاشق شدم

ای وای اگر صیاد من / غافل شود از یاد من

قدرم نداند

فریاد اگر از کوی خود / وز رشته ی گیسوی خود

بازم رهاند

دیدی که رسوا شد دلم / غرق تمنا شد دلم

در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم / گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحب دل کنم

وای به دردی که درمان ندارد / فتادم به راهی که پایان ندارد

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او / تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

وای به دردی که درمان ندارد / فتادم به راهی که پایان ندارد

دیدی که رسوا شد دلم / غرق تمنا شد دلم

دیدی که در گرداب غم از فتنه گردون رهی / افتادم و سر گشته چون امواج دریا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم / غرق تمنا شد دلم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:4  توسط مرضیه  | 

درمان با سیب

 

۱)آب سیب بهترین دارو برای رفع سرفه و گرفتگی صدا است :

- سیب یک میوه قلیایی و تمیز کننده بدن است و به علت دارا بودن پکتین زیاد آب اضافی بدن را خارج می‌سازد.
- به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، سیب دارای مقدار زیادی کلسیم است و در جذب کلسیم غذاهای دیگر در بدن نقش دارد.
- خوردن سیب یبوست را برطرف می‌کند و برای خستگی مفرط مفید است.
- دم کرده برگ درخت سیب ادرار آور است و درمان کننده التهاب کلیه و مثانه می‌باشد.
- نوشیدن آب سیب داروی موثری برای درمان سرماخوردگی و گرفتگی صدا و سرفه است.
- سیب برای درمان تنگی نفس بسیار مفید است،حتی بوئیدن سیب نیز این خاصیت را دارد.
- سیب پخته تقویت کننده معده و کبد و دفع کننده سودا و سموم بدن است و حرارت را از بدن خارج می‌سازد.
- خوردن سیب حتی برای آنهایی که بیماری دیابت دارند، مفید است چون قند خون را بالا نمی‌برد. 
- کسانی که می‌خواهند لاغر شوند حتما باید سیب را با پوست بخورند.
- دم کرده گل سیب داروی سرفه و تورم مجرای تنفسی است.
-  سیب داروی خوبی برای درمان زخم ها است.
- سیب بهترین دارو برای سوء هاضمه است زیرا دارای مقدار زیادی پکتین است.
- آب سیب را حتی می‌توان برای تنقیه استفاده کرد. این تنقیه برای بیماریهای روده بسیار موثر است.
- پوست سیب را مانند چایی دم کنید و بیاشامید این چای بهترین دوست کلیه است.
- آب سیب برای زیبایی پوست استفاده زیادی دارد بخصوص برای از بین بردن چین و چروک پوست موثر است.
- سعی کنید همیشه سیب را با پوست بخورید زیرا مقدار زیادی پکتین در پوست سیب وجود دارد. البته سیب هایی نیز به فروش می‌رسد که روی آن دارای یک لایه چربی برای حفاظت آن می‌باشد بنابراین حتما این سیب ها را به دقت بشویید.
- لازم به ذکراست آب سیب را با آبمیوه‌گیری در منزل تهیه کنید و فورا آنرا بنوشید زیرا در اثر ماندن آنزیم های خود را از دست می‌دهد..

2) آب سیب سپر دفاعی سکته قلبی :
- گروهی از محققاندر ایالات متحده آمریکا دریافته اند که نوشیدن آب سیب از ابتلا به بیماری های قلب و عروق و نهایتا سکته های قلبی ، پیشگیری می کند.
به گزارش خبر گزاری BBC دانشمندان این اثر مثبت را وجود فیتونوتربنت ها می دانند. بررسیهای متعدد دانشمندان حاکی از آن است که فیتونوتربنت ها در کاهش LDL ( کلسترول بد ) بسیار کار آمدند و از اکسید شدن آن جلوگیری می کنند و در واقع خاصیت آنتی اکسیدانی دارند. چرا که زمانی که LDL اکسید می شود ، موادی به نام پلاک را به وجود می آورد که پلاکها با چسبیدن به دیواره عروق ، باعث تنگ شدن  دیواره رگها شده ، تصلب شرائین و سکته های قلبی می شوند.
- جالب است بدانید که این بررسی ها نشان داد که تنها پس ازشش هفته نوشیدن آب سیب، اثرات سودمند آن ظاهر می شود.
3) خوردن سيب پخته باعث آرامش مي‌گردد:
- سيب پخته به دليل داشتن برم كه يك آرام كننده دستگاه عصبي به شمار مي‌رود، مصرف آن در شب به خواب بهتر كمك مي‌كند.
- سيب بهتر است كه صبح خورده شود تا بتواند انرژي لازم را به بدن دهد.
4) خوردن سیب عمر را طولانی می کند.
5) خوردن سیب به کاهش میزان کلسترول خون کمک می کند.
6) سيب باعث از بين رفتن عفونت‌هاست.
7) سیب بعلت دارا بودن پكتين فراوان آب اضافي بدن را خارج می کند.
و...

اگر می خواهید سالم بمانید: سیب................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 8:48  توسط مرضیه  | 

عکسهای جالب

+ نوشته شده در  ساعت 5:15  توسط مرضیه  | 

ای نزدیک

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید .

واینک شاخه نزدیک از سر انگشتانم پروا مکن.

بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است.

درخشش میوه درخشان تر.

وسوسهء چیدن در فراموشی دستم پوسید.

دورترین آب

ریزش خود را به راهم نشاند .

پنهان ترین سنگ

سایه اش را به پایم ریخت .کوچه باغش پر موسیقی باد

و من

شاخهء نزدیک.

از آب گذشتم .از سایه بدر رفتم .

رفتم غرورم را بر ستیغ عقاب آشیان شکستم .

واینک در خمیدگی فروتنی

به پای تو ماندم .

خم شو.

شاخهء نزدیک.......


+ نوشته شده در  ساعت 9:1  توسط مرضیه  | 

تولد

بسم الله

۲۰ سال پیش در چنین روزی ۵۰ دقیقه از تولد من میگذشت که از گلدسته ها صدای اذان صبح صدها دلباخته رو برای نوشیدن شراب عشق از خواب بیدار می کرد .

و امروز من در ۷۳۰۰ روز از زندگیم تولد خودم و تولد وبلاگم رو جشن میگیرم

 

زندگی یعنی:یک سار پرید.

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشی ها کم نیست:مثلا این خورشید.

کودک پس فزدا.کفتر آن هفته.

                                                                                                                                                                                   مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه ی چتر...............

+ نوشته شده در  ساعت 23:50  توسط مرضیه  |